سفارش تبلیغ
صبا ویژن
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک درباره
زیارت عاشورا اوقات شرعی
< 1 2 3 4 5

91/12/11
12:21 ع

بسم رب الشهدا و الصدیقین

به نام خداوند بخشنده مهربان

خدایا،بار الها،معبودا،معشوقا،مولایم،من ضعیف و ناتوان دوست دارم

چشم هایم را دشمن در اوج دردش از حدقه در بستان در آورد

و دست هایم را در تنگه چزابه قطع کند،پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد

و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش کند و سرم را در شلمچه جدا نماید

تا در کمال فشار و آزار،دشمنان مکتب ببینند

که گرچه چشم ها،دست ها و پاها و قلب و سینه و سرم را از من گرفته اند

اما یک چیز را نتوانسته اند که بگیرند و آن ایمان و هدفم است

که عشق به الله و معشوقم و به مطلق جهان هستی و عشق به شهادت

و عشق به  امام و اسلام است.


  

91/12/11
12:18 ع

 بسم رب الشهداء والصدیقین

آنقدر زندگی با او شیرین بود که چیزی بیاد ندارم...

فقط آخرین جمله اش در ذهنم ماند که لبخندی زد و گفت 

*جون منو حجاب تو...*


91/12/10
12:19 ص

جنگ کجایی ؟ که دلم تنگ توست *** رقص جنون تشنه آهنگ توست

جنگ کجایی؟ که دلم خون شده *** زاده ی سیلان تو مجنون شدست

جنگ شهیدان تورا دیده ام *** روی سپیدان تورا دیده ام

حیف که فصل تو فراموش شد *** ناله جان سوز تو خاموش شد


  
مشخصات مدیر وبلاگ
 
علیرضا خسروی[240]
 

گفتیم چه شد یاد شهیدان!؟ گفتند... یک کوچه به نامشان نکردیم مگر!؟ ای شهیدان: ما بعد از شما هیچ نکردیم. لباس های خاکی تان را در میدان های مین و لابه لای سیم خاردارها رها کردیم،عهدمان را شکستیم و دعای عهد را فراموش کردیم،زمان ندبه و سمات را گم کردیم. شربت های صلواتی را با نسیان بر زمین ریختیم و به عطش خندیدیم. بر تصاویر نورانی تان روی دیوارهای شهر رنگ غفلت پاشیدیم و پوستر تبلیغاتی نصب کردیم. تاول شیمیایی را از یاد بردیم و غیرت ها را به بهایی اندک فروختیم عشق را به بازی گرفتیم و از خونهایتان به راحتی گذشتیم. اما باز هم امیدی هست! آری ! تا ولایت هست هنوز امید داریم.


لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
صفحه‌های دیگر
دسته بندی موضوعی
 
لوگوی دوستان
 
دوستان
 

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ